سپیدان سبزپوش ایرانی
سیاسی انتقادی اجتماعی

آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 مرداد ماه سال 1389 توسط علیرضا حق شناس | 0 نظر

علیرضاعاشوری مسئول ستاد فناوری اطلاعات ستادمهندس موسوی در نامه ای به بازجویش که  در وبلاگش منتشر شد از روزهای تلخ زندان خود می گوید.

“علیرضا عاشوری”که در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری مسئول فناوری اطلاعات ستاد میرحسین موسوی بوده‌است پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم به اتهام آنچه خبررسانی رویدادها و تجمعات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری گفته میشود در تاریخ سوم تیرماه توسط مرکز بررسی جرائم سازمان یافته سپاه بازداشت می شود.

وی در تاریخ ۲۳ شهریورماه در پنجمین جلسه دادگاه رسانه ای رسیدگی به اتهامات متهمان انقلاب مخملی به همراه ۵ تن از سایرمتهمان محاکمه شده و به تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم میگرد. عاشوری همچنین مسئول ستاد اجرایی سیاست “هر ایرانی یک ستاد” ومسئول راه اندازی تلویزیون اینترنتی میرحسین موسوی بود.

متن نامه حذف شده عاشوری بدین شرح است :

چندروزیست دوباره باز هوای خانه ام سرد شده کولر هم خاموش است اما باز سوز سرمایی بر بدنم سرازیر میشود راستش نمیدانم این سوزسرما از کجا وزیدن گرفت از آن دعوت افطارکه اتفاقا مشتاقش بودم و یا از باب دلیل خواهی بر آن که ایامی را به نماز و روزه گذراندم .

واقعیت این است که در این چند صباح که گذشت خط خطی کردن روی دیوارها را از این باب برگزیدم که مرهم و جوانه ای شود بر زمین و زمان روزگاری که مهلت خزانم هم نداد و زمستان را بر سرم هوار کرد. اماشاید این تقدیر الهی بود که خود علتی شودبر وزش سوز سرمایی بر استخوانم در روزهایی که ظاهرا همگان میهمان مهربانی خورشیدند.

کارشناس، به فریاد میگویم ای کاش نمی پرسیدی، ای کاشن می پرسیدی و استخوانم نمی لرزاندی ازخاطرات آن روزها که بارها کوشیدم در خطخطی های ذهنم رنگ شیرینی اش بخشم تا خودرا از نگاهداری تلخیات اش باز دارم و حفاظت سرگذشت آن ها را به تاریخ بسپارم اما به پاس اینکه به سپیدوسیاه قدم میگذاری و به پاس قدمهایی که شاید به پای حضور تو میآیند از جام زهرآگین بازخوانی تلخیات آنروزها قطره ای سر میکشم و برایت از آنروزها نغمه میخوانم ازفلسفه نماز و روزه هایم پرسیدی . برایت از روزگاری که با روزه و نماز سپری کردم میگویم میدانی آنروز که صدایت را در تلفن شنیدم وضو ساختم، نمازی خواندم و به راه افتادم…سرنوشت نمازها بسیارند و صفحات سپیدو سیاه عاجز از تحمل سنگینی شان امابا زبان روزه صادقانه به اختصار برایت ازبرخی روزهای روزه ها میگویم میدانی دراین روزها که بر من گذشت و تو فقط سه ماه و اندی از آن را شاهدم بودی روزهایی گذشتکه روزه بودم و سوزی زمستانی دانه هایی از سپیدی بر لابلای جوانی ام نشاند.

آن روز که فهمیدم همسر امید دو ماهه بارداراست روزه بودم و یکی سپید شد،آنروز که التماس میکردم اعتکاف را از من نگیرید روزه بودم و یکی سپید شد،آنروز که علی تشنج کرده بود و در مقابل چشمانم شهادتین میخواند و دکتر ناجوانمردانه اورا بازیگر میخواند روزه بودم و یکی سپیدشد.

آن بیست روز که درندانستن های آن روزها با صدای زنگ تلفن از بند رهایم کردی و به سراغم نیامدی روزه بودم و یکی سپید شد، آنروز که مستأصل شده بودم و از تو پرسیدم تابحال طعم زندان راچشیده ای روزه بودم ویکی سپید شد، آن روز صبح که مجید در میانه راهرو غش کرد و نقش زمین شد روزه بودم و یکی سپید شد، آنروز که امیددر تنهایی به دیوار سلولش میکوبید و ضربه هایش چون پتکی بر سرم فرودمی آمد روزه بودم و یکی سپید، شدآنروز که زندانبان نماز جماعتمان را به سخره میگرفت و ریاکارمان میخواند روزه بودم ویکی سپید شد، آن روز که تلفنی با بغض فرو خورده مادرم صحبت میکردم و صدای گریه های پدرم را می شنیدم روزه بودم و یکی سپید شد

امابگذریم آن روزها فقط نزدیک دو ماه از سالی بود که بر من سپری شد و روزهایی که روزه بودم روزها می گذشت و روزهای بعد می آمدآنروز که تصاویر دوستانم که حتی از من هم کوچکتر بودند مهدی و احمد و باز هم مهدی را در دادگاه میدیدم روزه بودم و یکی سپید.

شد.

کارشناس یادت هست؟آنروز که پرونده هشتصدوپنجاه صفحه ای ام رادیدم و آخرش خواندم که مرا متهم به زیرکی ساختید روزه بودم و یکی سپید شدحاجی یادت هست ؟ فردای شب قدر را که با ترکیدن زهره ام افطار کردم . آنروز هم روزه بودم و یکی سپید شد.

فردایش را یادت هست که بالا آوردم و مجبور به شکستن روزه ام شدم تا خدای ناکرده برداشت بدی از حال و روزم نشود؟ آن روز روزه امرا شکستم اما بازهم یکی سپید شد.

فردایش که تصویر و عکس و دفاعیاتم را در تلویزیون و روزنامه ها دیدم و خواندم روزه بودم ویکی سپید شد. اما از آنروز به بعد دیگر تو شاهد روزها و روزه هایم نبودی. میدانی آنروز که قاضی به ناحق دادنامه ای بلند بالابرایم نگاشته بود و حتی در قسمتی مرا متهم به قیاس نظام و رژیم پهلوی کرده بود وبه استنادش کابوس پنج سال زندان را در دلم آویخت روزه بودم و یکی سپید شد.

آنروزها که وکیل تسخیری ام مرا بازیچه دست خود کرده بود و برای یک لایحه نوشتن ازاینور به آن ورم میکشاند آن روزی که لایحه را روی پرونده گذاشتم روزه بودم و یکی سپید شد، آن روز که درسایتی از مدیران فتنه عمیقم خواندند ومرا به جرم های ناکرده ای چون توهین به اسلام و رهبری و جعل نامه فرماندهان سپاه متهم ساختند یکی سپید شد.

آنروز که همین مطلب بی اساس تیتر یک روزنامه جوان شده بود و من(به درک)و خانواده ام از ترس برخود میلرزیدیم یکی سپید شد.

آنروزها که به دنبال بیچارگی ام در میان یک مشت معتاد و عرقخوار راهروهای همچوغسالخانه ی دادگاه انقلاب را طی میکردم روزه بودم و یکی سپید.

شدآنروز که استادی با آنکه حال و روز زارم رامیدید به خاطر یک نمره زمینم را به زماندوخت و مشروطم کرد تا شاید در جلو رییس دانشکده خوش خدمتی نشان دهد یکی سپیدشد.

وقتی فارغ از روزگاربه امید نویدی که حاجی داده بود خوش خیال بودم ، امتحانات شروع شده بود و خودرا سرگرم درس کرده بودم آن روز که به جای هدیه تولد برایم احضاریه زندان آوردند یکی سپید شد.

آنروزها که به جای حضور در کلاسها از ترس دستگیری آواره این خانه و آن خانه بودم تا نکند بازداشت شوم و امتحانات را از دست بدهم یکی سپید شد…

میدانی کارشناس آن روزها روزه نبودم نه از سر راحتی بلکه دیگر نایی برایم نمانده بود، وقتی شخصی می گفت آزمایشیست الهی نا خداگاه به خدا گله میکردم که کاش به یک لحظه چون ابراهیم می آزمودی نه به ماهها که دیگرخسته شدم از این روزگارمیدانم که امروز که خبر بخشش آمده کابوس روزهای آینده از کنارم رفته است.اما آن روز که خبر بخشش شنیدم دیگر حتی توانی برای شادمانی نیز نداشتم و فقط دو رکعتن ماز شکر خواندم.

بگذریم انگاراین روزها و سپیدی هایش تمامی ندارد وهنوز هم اشخاصی هستندکه به بهانه هایی چون غیبت در روزهای آوارگی ام میخواهند مرا از دریافت حاصل سالهاتحصیلم محروم کننداماکارشناس میدانی نمازهاو روزه ها برای آن روزها و این روزهایم خورشیدهایی بودند و هستند که هم روشنگر راهمند و هم در گرمایشان به دنبال آرامشی از پی آن سوزها میگشتم و میگردم…

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مرداد ماه سال 1389 توسط علیرضا حق شناس | 0 نظر

حکایتِ  زن و مردی جوانی که گرفتار مشتی لات و اوباش شدند ، حکایت ما و سید حسن خمینی است . لات‌ها و اوباش‌ها ،  بنا به «مرام لاتی» به زن جوان دست درازی نمی‌کنند و فقط از او می‌خواهند اندکی برای آنها برقصد تا بزمشان گرم شود و  کیفشان کوک شود . زن جوان ، می‌رقصد و  خوش می رقصد ؛ آن گونه که لات‌ها هم «حال» شان خوش می‌شود . این میان شوهر جوان می‌ماند و  یک دل سوخته و عربده‌های مستانه‌ی مشتی لات و اوباش.

مراسم افطار رهبری هم ، حکایت همین بزم  اوباش‌ها (موبوکرات‌ها) بود  و در گوشی‌های  آسید حسن و خنده‌های مستانه‌ی گنده لات مجلس و دلِ سوخته‌ی ما..و سخنی با سید حسن آقای خمینی که می دانم با جنبه و دوست داشتنی و بزرگ است ..

***

حسن جان ، ما سیاست مدار نیستیم ، خیالت راحت . نه می‌خواهیم  به بادت بدهیم  و نه می‌خواهیم از یاد بروی  . نه می‌خواهیم سرت را بشکنیم  و نه می‌طلبیم که سکوتت را بشکنی ، نه می‌خواهیم جایت را تنگش کنیم  و نه دور نشسته‌ایم  که  لنگش کنی . ما فقط دل سوخته‌ایم ، حسن!

حسن خان ، ما سیاست را می‌فهمیم. این هم خیالت راحت. نه توقع ایستادن و دورشدن از کانون قدرت را  داریم و نه توقع کناره گرفتن و کنج عزلت گزینی و کوچ نجف نشینی . هم راهی‌ات را با آنها می‌فهمیم و هم صدایی‌ات را با خودمان می‌شنویم . از خوردنت  با آنها  به « یک» حیف می‌گذریم  و به بودنت با ما «خیلی» کِیف می‌کنیم .

خلاصه .. «حال»ات  را  می‌فهمیم ؛ سیـــد…

اما ؛  آقا حسن!  می بینی  آنها موفق شده‌اند. در گوشی‌ات را با رهبر، فریاد می‌زنند تا من این گونه بنویسم و پشت کردنت را به محمود، انکار می‌کنند تا من این گونه بسوزم . و من می‌نویسم  و تلخ می‌نویسم و تند می‌نویسم «تا صاحب‌خبر شوی»…

آسید حسن ! از «این خبرها» که بگذریم . قرار ما این نبود . قرار ما این نیست .  امیدوارم آن چه گذشت  آن گونه که به من گفته‌اند، آن گونه که ما دیده‌ایم و آن گونه که فاطمه شمس نوشته است،  به آزادی «بی وعده و خبر»  کسی مربوط نشود و مربوط نباشد . امیدوارم آن زمان که از آزادی «او» می‌گفتید  ، از دستگیری  نوری‌زاد خبر ی نداشته باشید .    امیدوارم  «بی‌خبر» باشید ، امیدوارم … حسن .

آســد حسن ؛ قرار ما این نبود ! به  قول خودت : هنوز یکسال از خون شهیدان این جنبش نگذشته است، آقا! …حافظ گفتنی :

ای بی خبر،  بکوش که صاحب خبر شوی  …. تا راهرو نباشی ، کی راهبر شوی ؟در مکتب حقایق ، پیش ادیب عشق  …  « هان ای  پسر ! بکوش  که  روزی  پدر شوی »

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 مرداد ماه سال 1389 توسط علیرضا حق شناس | 1 نظر

بسمه تعالی

  تاریخ: 3/5/1389

ریاست محترم قوه قضائیه

ریاست محترم سازمان قضایی  نیروهای مسلح

       با سلام. ما امضاء کنندگان این شکایت، تعدادی از قربانیان پرونده سازی ها و خلاف کاری های گروهی استبداد طلب ازجمله عده ای از نظامیان قانون شکن، درجریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و پس از آن هستیم که از سوی همان گروه دستگیر و متهم به اقدام علیه امنیت کشور شده ایم و بر اساس آن با احکام ظالمانه، به زندان های طویل المدت و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیده ایم.

    اخیرا سخنرانی سردار مشفق یکی از مسئولین ارشد اطلاعاتی قرارگاه ثارالله که ماه ها قبل در جمع عده ای از روحانیون در مشهد ایراد شده ، منتشر گردیده است . محتوای این سخنرانی که تاکنون از سوی هیچ نهاد حکومتی تکذیب نشده ، سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن است. این سند نشان دهنده اقدامات خلاف قانون  گروه استبداد طلب پیش گفته، در جریان انتخابات و پس از آن است. اقداماتی که در افکار عمومی کودتای انتخاباتی نام گرفته است.

    ما با ارائه نسخه ای از این سند ( لوح فشرده صوتی و متن سخنرانی سردار مشفق) و تشریح ابعاد مطرح شده در این سند درباره عملکرد سخنران و همفکران و همراهانش در این دوره و تفکرات خطرناک آنان، نسبت به اقدامات خلاف قانون این گروه مداخله گر در انتخابات اعلام جرم می کنیم. همچنین شکایت خود را نسبت به اکاذیب و اتهامات بی اساس مطرح شده در این سخنرانی، علیه منتقدان و معترضان روند انتخابات ریاست جمهوری دهم از جمله امضاء کنندگان این متن، ارائه می نمائیم.

    این سند که برای توجیه عملیات غیر قانونی برنامه ریزی شده این گروه در دو سال گذشته و تخریب یاران صدیق امام و خدمتگزاران این مرز و بوم ایراد شده،  صریحا پرده از روی مداخلات غیرقانونی این گروه نظامی و اطلاعاتی در جهت پیروز کردن آقای احمدی نژاد در انتخابات دور دهم و جلوگیری از پیروزی نامزدهای دیگر برمی دارد و مقاصد و تدابیر آنان درجهت زمینه سازی برای هرگونه اقدام خلاف قانون از جمله مختل کردن فعالیت نمایندگان نامزدهای رقیب در شعب اخذ رای در سرارسر کشور را روشن کرده و به عبارت مشهور برنامه کودتای انتخاباتی این اقلیت تمامیت خواه، به مدد استفاده از اسلحه ، سایر ابزار های پلیسی و اطلاعاتی و زندان را برملا می کند. سخنران تصویر ذهنی برنامه ریزان کودتا درمورد منتقدان سیاسی وضع موجود و معترضان به انتخابات ریاست جمهوری دهم، ، خطرات ناشی از شکست آقای احمدی نژاد و ضرورت کمک به پیروزی وی را ترسیم و با زبان نقد مخالفان، ابعاد فعالیت عملیاتی - اطلاعاتی دو ساله این جریان را تشریح می کند. در این سخنرانی گوینده ، تقریبا تمام اقدامات مهم پس از انقلاب اسلامی را به جز دوره آقای احمدی نژاد زیر سوال برده، یاران امام خمینی را ، جز رهبری نظام، به "بی دینی"، "جاسوسی"، "فساداخلاق"، "قدرت طلبی" و "براندازی" متهم می کند. این سند نشان دهنده واقعیت های زیر است:

سند نشان می دهد که این گروه پیروزی آقای احمدی نژاد را پیروزی مقام رهبری و شکست وی را شکست ایشان تلقی و با نسبت دادن چنین نظری به مخالفان آقای احمدی نژاد، فعالیت سیاسی مخالفان وی را توطئه علیه رهبری و نظام توصیف می کند و با این توجیه، دخالت های غیر قانونی همه جانبه برای خنثی کردن فعالیت های قانونی رقبای انتخاباتی آقای احمدی نژاد و شکست آنان را وظیفه خود می داند.

طبق این  سند آقای احمدی نژاد نه فقط از همان ابتدا نامزد قطعی این گروه تمامیت خواه بوده، بلکه گروه مذکور از مدت ها قبل از انتخابات ریاست جمهوری و حتی پیش از  قطعی شدن کاندیدای رقیب ( آقای خاتمی و یا آقای موسوی)، تصمیم قطعی خود را برای حذف یا شکست رقبای او اتخاذ کرده بود . این گروه از مراحل آغاز فعالیت های انتخاباتی، نامزدهای رقیب را نه با هویت کاندیدای رسمی انتخابات ریاست جمهوری، بلکه به عنوان "دشمن" تلقی و با بهره گیری از همه ابزارهای اطلاعاتی و نظامی پنهان، به تضعیف، ارعاب، اخلال در فعالیت های قانونی و نهایتا مختل ساختن ابزارهای نظارتی رقبای انتخاباتی اقدام کرده است.

سند نشان می دهد که این گروه قانون ستیز، صحنه رقابت های انتخاباتی را صحنه نبرد با "دشمن" تلقی و براساس تخیلات و توهمات خودساخته، خود را برای عملیاتی تمام عیار آماده کرده و در چنین چارچوبی وارد عمل شده است. سخنرانی سردار مشفق سرشار از ادبیات و استعاره های جنگی، اطلاعاتی و امنیتی است. او از تعابیری چون : لشکر کشی، براندازی، لشکر انسانی، سربازان گمنام، رخنه، اقدام عملیاتی، عملیات سنگین روانی، ضربه نهایی، سلاح و تجهیزات، خاکریز، شناسایی، زمین گیر کردن، اتاق جنگ و......برای توصیف رقبای انتخاباتی آقای احمدی نژاد به عنوان "دشمن" و شیوه مقابله با آنها استفاده می کند. از نظر گوینده پیروزی آقای احمدی نژاد نه یک پیروزی انتخاباتی، بلکه یک پیروزی تمام عیار در مبارزه با "دشمن" است. گوینده که این گروه و همفکران و همراهانش را تنها جریان سیاسی صالح نظام و با قدری فراخ نگری کل نظام تلقی می کند این پیروزی را پیروزی "نظام" می خواند. در این طرز تلقی، ستاد انتخاباتی رقیب، ستاد جنگی و "اتاق جنگ دشمن" ترسیم شده است. گوینده اقدامات غیر قانونی گروه مذکور را برای تخریب ستاد انتخاباتی و امکانات نظارتی رقبا در انتخابات، به عنوان تخریب "اتاق جنگ دشمن" تشریح و به آن افتخار می کند. دراین تعریف هر فعالیت سیاسی رقیب، توطئه "دشمن" و هر کوشش غیر قانونی و خلاف کاری این گروه برای حذف نامزد رقیب و ناکارآمد کردن ستاد انتخاباتی وی وظیفه مقابله با "دشمن" تلقی می شود.

  این سند به صراحت نشان می دهد که طراحان این عملیات نظامی- اطلاعاتی، از ماه ها پیش از انتخابات، فعالیت های اطلاعاتی و امکانات خود را برای کنترل جریان های رقیب آقای احمدی نژاد بکار گرفته اند. سردار مشفق به صراحت درباره چگونگی منصرف کردن رقیبان آقای احمدی نژاد، از نامزد شدن در انتخابات و ارائه "اسناد اطلاعاتی" برای این منظور و همچنین تلاش برای ایجاد اختلاف میان رقبا و مخالفان آقای احمدی نژاد با استفاده از اقدامات اطلاعاتی سخن می گوید. 

  این سند نشان می دهد که گروهی از صاحب منصبان نظامی- اطلاعاتی، به رغم ممنوعیت های قانونی، به عنوان بخشی از یک جناح سیاسی درانتخابات وارد عمل شده اند و نه تنها اکنون از ابراز آن واهمه ای ندارند، بلکه به آن افتخار می کند. سردار مشفق رسما خود و همکارانش را اعضای یک جناح سیاسی معرفی می کند. او نقد جناح "اصول گرا" را نقد درون گروهی جناح خود تلقی و از موضع همفکران سیاسی به آنان نصیحت می کند . 

این مقام نظامی- اطلاعاتی، صراحتا اعتراف می کند که گروه متبوعش به وضوح از ماموریت قانونی و سالم کمیته صیانت از آرای ستاد انتخاباتی آقای میرحسین موسوی  اطلاع داشته و درمورد وظایف این کمیته برای سازماندهی نمایندگان قانونی نامزد در شعب اخذ رای، ابهامی نداشته است. صرفنظر از جوسازی گوینده توضیحات او به خوبی نشان می دهد که این گروه می دانست که ستاد مهندس موسوی قصد داشت با امکانات پیام کوتاه تلفن همراه قابل استفاده برای عموم، نسبت به وضعیت انتخابات اطلاع پیدا کند و از سلامت کار مطمئن شود. این گروه برای جلوگیری از فعالیت قانونی کمیته  مزبور و کسب اطلاع از وضعیت انتخابات از طریق نمایندگان نامزدهای رقیب در شعب اخذ رای ، شبکه پیام کوتاه و همچنین مراکز دریافت پیام های کوتاه مورد نیاز این کمیته را از شب قبل از انتخابات با سوء استفاده از امکانات حکومتی، بکلی مختل نموده و با این اقدام زمینه هرنوع تخلف و تقلب را فراهم کرده است. این سند نشان می دهد که انگیزه ها و مقاصد این گروه نظامی- سیاسی برای اقدام علیه احزاب سیاسی بویژه مجمع روحانیون مبارز، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، و همچنین شخصیت های اسلامی و سیاسی برجسته ای مانند آقایان: صانعی، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، مهندس موسوی، کروبی، موسوی خوئینی ها،سید حسن خمینی و بسیاری که نامشان در این سند آمده؛ لزوما با انتخابات ریاست جمهوری و تحولات پس از آن ارتباط نداشته است. براساس اظهارات صریح این مقام نظامی- اطلاعاتی، همه منتقدان وضع موجود، برانداز و یا فریب خورده فرض شده ، دائما تحت کنترل و تعقیب و مراقبت بوده اند و پرونده سازی علیه آنان ماموریت دائمی نهادهای اطلاعاتی- امنیتی مرتبط با این گروه  بوده است. سند نشان می دهد که این اقلیت افراطی، در مجموع جمهوریت نظام را وجهی نمایشی از ساختار نظام تلقی می کند و به طور کلی میزان را رای ملت نمی داند. این گروه  برخلاف نص صریح قانون اساسی که حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را حق همه شهروندان دارای شرایط قانونی می داند، حق رای، حق نامزدی و رقابت انتخاباتی درجمهوری اسلامی را حقی اعطایی از سوی گروه خود که آنرا معادل نظام تلقی کرده است می داند؛ قائل به انتخابات مهندسی شده است و به مدیریت پنهان و پشت صحنه نتیجه انتخابات از جمله انتخابات مجلس شورای اسلامی واقف و معتقد است. این گروه انتخابات را رقابت آزاد میان نامزدهای دارای گرایش ها و برنامه های مختلف که طی آن پیروز انتخابات نظرات و باورها و برنامه های خود را به تایید مردم می رساند و پس از بدست گرفتن مسئولیت آنها را دنبال می کند، نمی داند. گوینده به روشنی گروه متبوع خود را بخش اصلی و ثابت قدرت پشت صحنه نظام تعریف می کند که وظیفه مهندسی انتخابات را به عهده دارد و مخالفان این روش را "دشمنان" و "براندازان نظام" می داند. طبق این سند سردار مشفق با تحریف واقعیت های مسلم، روایت جدیدی از انقلاب اسلامی، دهه اول انقلاب، امام خمینی و یاران ایشان ارائه می دهد. در این روایت همه یاران امام به جز رهبری نظام، عناصری  وابسته و منحرف هستند و امام راحل نیز شخصیتی بازی خورده تصویر می شود که اطرافیان خود را نمی شناخته و تحولات مهمی مثل اشغال سفارت آمریکا ( لانه جاسوسی) و پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد و پایان دادن به جنگ، آلت دست دیگران شده است. به عنوان مثال سخنران اشغال سفارت آمریکا را که امام راحل آنرا انقلاب دوم نامید، اقدامی طراحی شده از سوی افسران اطلاعاتی آمریکا معرفی می کند که از طریق آقای موسوی خوئینی هدایت شده و امام پس از اطلاع از موضوع آنرا مدیریت کرده اند. وی می گوید: "......ما که مسائل پشت پرده را می دانیم و می دانیم این( اشغال سفارت آمریکا ) جزو طراحی های دشمن است. واسطه ها را من امروز وقت ندارم به شما بگویم که با چه واسطه ای اینکار انجام شد.....". در همین چارچوب سخنران برای تخریب منتقدان تک صدایی در کشور ، ملت ایران و امام راحل را در جنگ تحمیلی شکست خورده معرفی می کند تا مسئولیت این شکست را به مسئولان اجرای کشور و جنگ، آقایان هاشمی، موسوی و رضایی نسبت دهد. سند نشان می  دهد که این گروه سلطه طلب گرفتار مصداق روشن گرایش به خشونت و نظامی گری است. این مقام نظامی- اطلاعاتی، ضمن ابراز تاسف از اینکه جنگی در کار نیست، از یک سو  جنگ را نعمت می داند و از سوی دیگر از قصه های تخیلی تحت عنوان جنگ نرم نیز ماموریت های کاملا نظامی، عملیاتی برای گروه خود تعریف و حوزه های دخالت بیشتری را برای آنان طلب می کند. طبق این سند سخنران به روشنی تصریح می کند که این گروه به نام رهبری دست به این اعمال خلاف قانون و خلاف باورهای امام راحل نسبت به ضرورت عدم دخالت قطعی نیروهای مسلح در فعالیت های سیاسی زده است. گوینده به صورت مکرر ادعاهای خود را به هماهنگی با مقام رهبری نسبت داده و به شکلی ادعاهای خود را به مستندات مورد تایید ایشان ارجاع می دهد. در این سند یک مقام نظامی- اطلاعاتی با صراحت جنایات ارتکابی توسط عناصر منحرف اطلاعاتی و نظامی را به منقدان وضع موجود و معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم نسبت می دهد، با وجود اعتقاد به چنین روش های مخوفی در میان این گروه، همواره باید نگران بود که اینگونه جنایات و مخدوش کردن حقایق و پنهان کردن هویت واقعی جنایتکاران ادامه یابد. شیوه ای که عناصر منحرف اطلاعاتی و نظامی در جریان قتل های زنجیره ای، رسیدگی به جنایات سعید امامی، ترور آقای سعید حجاریان، وقایع 18 تیر، قتل زهرا کاظمی و شهدای حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری از جمله ندا آقا سلطان، سید علی موسوی و سهراب اعرابی دنبال کردند. این سند به روشنی نشان می دهد که اصلاح طلبان مورد اهانت در این سخنرانی، از آلودگی های متداول حکومت در وضعیت کنونی منزه هستند. زیرا صرف نظر از نادرست بودن روش های اعمالی این گروه مداخله گر در انتخابات و برغم همه تهمت ها و یاوه هایی که در این سخنرانی علیه یاران امام راحل، خدمتگزاران کشور و اصلاح طلبان ابراز شده، است، در گزارش این مقام نظامی- اطلاعاتی هیچ ادعای مستندی علیه نامبردگان وجود ندارد و تلاش این گروه خلافکار و همه جریان های همراهش در عملیات ضد انتخاباتی سال 1388 ، سال ها تعقیب و مراقبت و شنود غیر قانونی شخصیت ها و احزاب سیاسی، بیش از یک سال دستگیری و شکنجه افراد بی گناه از جمله چهره های سیاسی و مطبوعاتی، اعمال روش های امنیتی و نظامی و تحمیل هزینه های سنگین به مردم، کشور و نظام، نهایتا حاصلی جز مجموعه ای هتاکی و بیان ادعاهای بی اساس و دروغ و تهمت علیه افراد بیگناه نداشته است.

 
 

     با عنایت به توضیحات فوق، با توجه به ناشناخته بودن و یا معرفی نشدن تمام عناصر وابسته به این اقلیت  تمامیت خواه ، با استناد به اعترافات صریح سردار مشفق در سند پیوست، نسبت به وی و مسئولان و فرماندهان دخیل دراین اقدامات غیرقانونی درقرارگاه ثار الله، و هر نهاد مرتبط دیگر، با تاکید برموارد ذیل شکایت و اعلام جرم می کنیم و تقاضای رسیدگی داریم: 
 

ایجاد اختلال در فعالیت نمایندگان قانونی نامزد رقیب آقای احمدی نژاد در شعب اخذ رای در انتخابات ریاست جمهوری

     سردار مشفق به تفصیل درباره عملیات گسترده خود و همکارانش در مختل کردن فعالیت قانونی نمایندگان نامزد رقیب در شعب اخذ رای توضیح می دهد. وی در بخشی سخنان خود به صراحت اعتراف کند که: "....به لطف امام زمان.... شب قبل از انتخابات هرسه جا ( منظور شبکه پیام کوتاه و تلفن های محل های دریافت گزارش های ( پیام های کوتاه) نمایندگان آقای موسوی در شعب اخذ رای درباره وضعیت سلامت انتخابات است.) را مختل کردیم...." و تکرار می کند: "......در سیستم انتخابات که خوب به لطف امام زمان قبل از انتخابات یعنی شب قبل از انتخابات بین 8 تا 12 شب هر سه جا شناسایی شد و هر سه جا را مختل کردیم و نگذاشتیم ادامه بدهند......."

این در حالی است که در توضیحات وی روشن است که آنها می دانسته اند هدف از این فعالیت جمع آوری اطلاعات با استفاده از امکانات ساده پیام کوتاه تلفن همراه  از برگزاری صحیح انتخابات از طریق نمایندگان نامزدها در شب اخذ رای بوده است. اقدامی کاملا قانونی و شفاف که ابعاد آن برای همه از جمله بیش از 40هزار نفر نمایندگان آقای موسوی در شعب اخذ رای از روزها قبل روشن بوده است. او می گوید: "...... برای هرکدام از ناظران سر صندوق یک موبایل و یک خط ایرانسل گذاشته بودند در اختیارشان . اینها سر صندوق های رای ساعت به ساعت از طریق برقراری شماره تلفنی با این اس ام اس سنتر اطلاعات صندوق را ساعت به ساعت  منتقل می کردند....... من به عنوان نماینده کاندیدا سرصندوق شماره اس ام اس سنتر را می گرفتم، شماره 1 را می زدم حجم جمعیت سرصندوق را نشان می داد که زیاد است یا کم است. 2 را که می زدم معنی اش این بود که اصول گرا ها در این صندوق رای دارند یا اصلاح طلبان. هرکدام از این عددها تعریفی داشت در این اس ام اس سنتر، اینها می توانستند با اس ام اس سنتر رصد بکنند ساعت به ساعت انتخابات سرتاسر کشور را ........"

در واقع این گروه از شب قبل از برگزاری  انتخابات با سوء استفاده از امکانات دولتی، علاوه برقطع سراسری شبکه پیام کوتاه تلفن همراه برای مختل کردن ارتباطات ساده نمایندگان نامزد در شعب اخذ رای ،400 خط تلفن مراکز کمیته صیانت از آرای ستاد مهندس موسوی را یکطرفه کرد (امکان دریافت خبر تلفنی از نمایندگان کاندیدا در شعب اخذ رای را نیز مختل کرد) و حتی سیم کارت تلفن های همراه بسیاری از مسئولان ستاد مهندس موسوی را سوزاند. با این اقدامات عملا امکان استفاده نامزد رقیب حزب پادگانی از حق قانونی خود برای داشتن نمایندگان در شعب اخذ رای و کسب خبر از سلامت انتخابات از طریق آنان از بین رفت و نگرانی نسبت به قصد تقلب در انتخابات را به شدت قوت بخشید.

واقعا چرا  این گروه نظامی- اطلاعاتی، رقبای آقای احمدی نژاد را از امکان نظارت قانونی بر شعب اخذ رای محروم کرد؟ با ارسال اطلاعات مورد اشاره سردار مشفق چه مشکلی در روند انتخابات به وجود می آمد؟ اطلاعاتی که دراثر این فعالیت قانونی بدست می آمد چه چیز پنهانی را فاش می کرد؟ به اعتقاد ما ممانعت از فعالیت قانونی نمایندگان کاندیداهای رقیب در شعب اخذ رای، اولین اقدام عملیاتی در جهت اجرای مقاصد سوء این گروه نظامی- اطلاعاتی مداخله گر در انتخابات درجهت جلوگیری از پیروزی رقبای آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بوده است. 
 

ورود  غیرقانونی این مجموعه به صحنه رقابت های انتخاباتی و استفاده از اختیارات و امکانات نظامی- اطلاعاتی به قصد تخریب چهره نامزد رقیب آقای احمدی نژاد(آقای میرحسین موسوی)

      سردار مشفق در سخنرانی خود توضیح می دهد که با امکانات اطلاعاتی به طور دائم فعالیت های قانونی و طبیعی مهندس موسوی در روند انتخابات از جمله ملاقات های وی با متقاضیان ملاقات و هوادارانش را کنترل می کرده و مواردی را که برای عملیات روانی علیه  ایشان مناسب تشخیص می داد منتشر می کرد. وی در مورد دیدار گروهی از افراد ملی-مذهبی، با مهندس موسوی می گوید که گروه متبوع وی به منظور افشاگری علیه آقای موسوی در ایام فعالیت های انتخاباتی خبر ملاقات را منتشر کرد. وی صریحا اعتراف می کند که: ".....به لطف امام زمان و به برکت تلاش سربازان گمنام، خبر این جلسه منتشر شد. ما ظرف 24 ساعت خبر را برای مردم منتشر کردیم تا بگوییم که مردم این( مهندس موسوی) دارد دروغ می گوید و دستش پشت صحنه با جریان رادیکالی است که علیه نظام شمشیر کشیده اند...."

هرچند در فعالیت های انتخاباتی و ستادهای  انتخاباتی معمولا چیز پنهانی وجود ندارد اما بکارگیری عبارت:" به برکت تلاش سربازان گمنام" حکایت  از آن دارد که ماموران نظامی - اطلاعاتی برای کسب خبر از ملاقات های مهندس موسوی از ابزار اطلاعاتی استفاده می کردند و از نتیجه کار اطلاعاتی خود برای تبلیغات علیه نامزد رقیب آقای احمدی نژاد بهره می گرفتند.

واقعا با کدام مجوز چنین فعالیت هایی برای تخریب رقیبان آقای احمدی نژاد تدارک دیده شده است. کدام قانون و مقررات اجازه می دهدکه یک گروه سیاسی و حزبی با استفاده از امکانات نظامی و اطلاعاتی تحت پوشش سازمانی اطلاعاتی به چنین فعالیت غیرقانونی علیه یک کاندیدای قانونی انتخابات ریاست جمهوری دست بزند؟  سلسله مراتب تصمیم گیری برای انجام این اقدامات چه کسانی بوده اند؟ 
 

ورود غیرقانونی گروه نظامی- اطلاعاتی به صحنه رقابت های انتخاباتی، در حد در  فعالیت های جاری انتخاباتی گروه های رقیب و تعیین تکلیف برای نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد:

سردار مشفق به صراحت اعتراف می کند که تشکیلات متبوعش هر فعالیت قانونی و سیاسی در جهت جلوگیری از پیروزی احمدی نژاد را توطئه تلقی و برای خنثی کردن آن تلاش می کرد. وی به عنوان مثال توصیه آقای هاشمی رفسنجانی به افراد مختلف برای نامزد شدن در انتخابات را در چارچوب این توطئه تعریف کرده و اعتراف می کند که یکی از فعالیت وی و نهاد نظامی- اطلاعاتی متبوعش تلاش برای جلوگیری از نامزد شدن رقیبان اصول گرای بالقوه آقای احمدی نژاد بوده است. او می گوید:":... ما به او ( آقای علی لاریجانی) گفتیم که تو مهره اصولگرایی و رئیس مجلسی. در آینده اصولگرایان می خواهند روی تو حساب کنند. با نامزد شدن تو این آقای هاشمی با یک تیر دو نشان می زند. هم رای احمدی نژاد را خرد می کند و هم تو را به عنوان یک مهره اصولگرایی پیش از موعد می سوزاند."

سردار مشفق اعتراف می کند که به دلیل مقاومت نامزد بالقوه رقیب آقای احمدی نژاد مجبور شده اند از  امکانات اطلاعاتی استفاده کرده و از این طریق وی را منصرف نمایند. وی می گوید: ".....(آقای لاریجانی) فکر کرد ما داریم تحریکش می کنیم، مستندات را به او دادیم.... آقای لاریجانی پذیرفت و رفت کنار......"

این فعالیت با کدام ملاک با وظایف یک نهاد نظامی و اطلاعاتی سازگار است؟ اگر این اقدامات درچارچوب یک دخالت سازمان یافته در انتخابات ریاست جمهوری تعریف نشود؛ با چه قانون و محملی می توان اینگونه دخالت های مستقیم این گروه نظامی – اطلاعاتی مداخله گر در فعالیت های قانونی گروه های سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری را توجیه کرد؟ 
 

دخالت های غیرقانونی در رقابت های انتخاباتی، تلاش برای ایجاد اختلاف میان نامزدهاو حامیان نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد و استفاده از موقعیت و ابزار اطلاعاتی و عملیات روانی بدین منظور

       سردار مشفق مدعی است که نهاد نظامی- اطلاعاتی متبوعش نسبت به جمع آوری اطلاعات از جلسات اصلاح طلبان اقدام نموده، مطالبی که توسط آقای بهزاد نبوی علیه آقای موسوی و آقای کروبی ابراز شده بدست آورده و در اختیار آنان قرار داده است.    وی می گوید: ".... آقای بهزاد نبوی می گوید که اگر کروبی نرفت کنار، می رویم مدیریتش را در دوران بنیاد شهید بررسی می کنیم و از دوران بنیاد شهید او فساد اقتصادی پیدا می کنیم و بزرگش می کنیم و مطرح می کنیم تا خودش برود کنار. اگر هم پیدا نکردیم یک فساد برایش می سازیم...... در ارتباط با میرحسین هم ...گفت که اگر میرحسین کنار نرفت عکس خانمش را که قبل از انقلاب بی حجاب است منتشر می کنیم و به گوشش می رسانیم که اگر نروی کنار ما منتشر می کنیم. بعدا این به نام اصولگرایان مطرح شد اما مستنداتش را داریم که اولین کسی که مطرح کرد ایشان بود...."

هرچند این اظهارات کذب محض است و عبارات خود  دروغ بودن ادعاها را نشان می دهد، اما نکته مهم آن است که سخنران اعتراف می کند که از این قصه به اصطلاح مستند به اقدامات اطلاعاتی، برای ایجاد اختلاف میان اصلاح طلبان استفاده شده است. وی می گوید: ".........جالب است که ما هم قبل از انتخابات خدمت آقای کروبی و میرحسین، خدمت هردوشان رسیدیم و آنها را از این برنامه ها آگاه کردیم. آقای میرحسین هم علیه بهزاد مصاحبه ای کرد و دعوایی هم بینشان شد  اما بعدا بالاخره مشکلشان حل شد....."

واقعا اگر  این اقدامات در چارچوب یک برنامه از پیش طراحی شده برای شکست رقبای آقای احمدی نژاد توسط این نهاد نظامی- اطلاعاتی تعریف نشود چگونه می توان آنرا توجیه نمود؟ یک گروه نظامی – اطلاعاتی چه اختیاراتی دارد که با استفاده از موقعیت و امکانات خود دست به چنین بازی های سیاسی غیرقانونی و غیراخلاقی، براساس مطالب کذب، علیه رقیبان یک نامزد انتخاباتی بزند؟ 
 

اعلام رسمی،علنی و صریح وابستگی نظامیان به یک جناح سیاسی خصوصا در جریان انتخابات ریاست جمهوری

سردار مشفق در سخنرانی خود علاوه برموارد پیش گفته که همه نشانه های بارز فعالیت های سیاسی غیر قانونی این گروه است، با تاکید و افتخار، برخلاف قوانین کشور از جمله اساسنامه سپاه پاسداران و برخلاف تاکید صریح حضرت امام خمینی در وصیت نامه ایشان، به تعلق خود و گروه متبوعش به یک جناح سیاسی اعتراف می کند. از "اصول گرایان" سخن می گوید. آنان را در مورد مسائل درون گروهی شان توجیه کرده و می گوید:"..... من در حوزه اصولگرایان هم به اندازه حوزه اصلاح طلبان کار می کنم و به شما می گویم خیلی از اینها محصول کم کاری های ماها اصول گراهاست. ماها کجا کم آورده ایم. آقایان. احزاب "اصول گرا" و نخبه های "اصولگرا "کجاها کم آوردند. ما کجاها دچار شبهه و ابهام شده ایم. عدم بصیرت برخی مسئولان "اصولگرا" سبب شد که "دشمن" احساس کند که ما ضعیف شده ایم. این غبار فتنه چه مقدارش روی سروصورت ما نشست؟ باید آنجا که باید در مقابل رهبری و ولایت سینه سپر می کردیم......ما کشیدم کنار و خورد به آقا. دولت اصولگرا با سرعت رفت و آقا هم حمایت کرد. کجا کنار کشید که آقا مورد حمله دشمن قرار گیرد؟ تعلل های ما کم کاری های ما، عدم بصیرت و آگاهی درحوزه اصولگرایی که خیلی از مسئولین اصول گرا را متاسفانه گرفته است ...... یک جاهایی هم ماها کم آوردیم. یک جاهایی کشیدیم کنار که آقا هدف قرار گرفت. یادمان باشد که در رابطه با اصولگراها هم حرف داریم که بزنیم بین خودمان که حالا بماند......ما اصول گراها باید خودمان را هم نقد بکنیم. ایراد باید برطرف شود .......".

تعلق خاطر پیدا کردن گروهی نظامی- اطلاعاتی به یک جناح خاص در طی انتخابات ریاست جمهوری در هر کشوری، با هر بهانه و توجیهی که صورت بگیرد، متاسفانه سرنوشتی جز کودتا و یا دخالت های در حد کودتا در نتیجه انتخابات نداشته و ندارد. به همین دلیل این دیدگاه و موضعگیری به روشنی ریشه های اقدامات خلاف قانون این گروه نظامی - اطلاعاتی در انتخابات ریاست جمهوری را نیز نشان می دهد.

امام خمینی(ره) در وصیت نامه خود تصریح می کنند که:

"..........وصیت  اکید من به قوای مسلح آن  است که همان طور که از  مقررات نظام ،عدم دخول نظامی  ها در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمایند؛ و قوای مسلح مطلقا، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ،دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح ، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد،برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب واردشوند -که بی اشکال به تباهی کشیده می شوند - و یا در بازیهای سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شورای رهبری است که باقاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب در امان باشد."

  مواد 47و48 قانون اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مصوب 1361 نیز دراین مورد کاملا صریح است:

‌ماده 47 - سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از نظر سیاسی و عقیدتی تابع ولایت فقیه بوده و از کلیه احزاب و گروههای سیاسی مستقل می‌باشد ‌و خود نیز هرگز نباید در جامعه شخصیت حزبی پیدا کرده به صورت یک حزب یا سازمان سیاسی عمل نماید. 
‌ماده 48 - اعضاء سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حق عضویت در هیچ حزب و گروه یا سازمان سیاسی را ندارند. و ادامه عضویت آنها موجب اخراج‌از سپاه خواهد شد.

قانون مقررات استخدامی سپاه پاسدارن مصوب مهرماه 1370 نیز در این مورد صراحت دارد. طبق ماده 16 این قانون از"شرایط عمومی استخدام کادر ثابت، پیمانی و پرسنل بسیجی ویژه (‌پاسداران افتخاری) ، عدم عضویت و هواداری از احزاب و گروهها و سازمانهای سیاسی" است.

واقعا این  گروه نظامی- اطلاعاتی با چه ملاکی این  قوانین روشن و وصیت صریح امام خمینی را نقض کرده است؟ در سلسله مراتب تصمیم گیری چه کسانی مجوز این قانون شکنی را داده اند ؟ 
 

اقدام به پرونده سازی قبل  از وقوع هرگونه جرم  ادعایی و درخواست حکم دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی:

    واحد اطلاعات قرارگاه ثار الله در تاریخ 19/3/88 یعنی 4 روز پیش از برگزاری انتخابات درخواستی مبنی بردستگیری ده ها نفر از فعالان سیاسی، فرهنگی، مطبوعاتی از جمله امضاء کنندگان این شکایت را به آقای سعید مرتضوی دادستان وقت تهران بدون مستندات ارائه و همان روز حکم غیر قانونی و غیر مستند دستگیری را دریافت کرده است. این افراد بلافاصله بعد از برگزاری انتخابات براساس این حکم تحت تعقیب قرار گرفته اند و اکثر آنان در روز 23 خرداد ماه دستگیر شده اند. متن این حکم در پرونده امضا کنندگان این شکایت موجود است.

هرچند پیش  از این هم درخواست و صدور حکم  دستگیری چند روز پیش از وقوع جرم ادعایی، به عنوان بخشی از یک عملیات برنامه ریزی شده از سوی قرارگاه ثارالله تلقی می شد اما توجه به این مسئله در چارچوبی که سردار مشفق از ابعاد عملیات این گروه توصیف می کند، به صورت روشن تری تصمیم از پیش برنامه ریزی شده این گروه را نمایان می کند.

بر چه مبنایی این گروه تمامی مقدمات را برای دستگیری انبوهی از چهره های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی با جعل اتهاماتی تدارک دیده بود که به زعم آنان قرار بوده چهار روز بعد اتفاق بیفتد؟ آیا واقعا این اقدامات را می توان جز در چارچوب یک عملیات سازمان یافته برای دخالت در انتخابات ریاست جمهوری توجیه کرد؟ 
 

دخالت در امور قضایی از جمله تهیه کیفر خواست برای افراد در جریان حوادث پس از انتخابات:

در طول  بازداشت ها، بازجویی ها و محاکمات به کرات ماموران این گروه  نظامی- اطلاعاتی اظهار داشته اند که قوه قضائیه نقشی در رسیدگی به اتهامات و تعیین وضعیت متهمان ندارد و در این موارد و حتی احکام صادره نیز آنها تصمیم گیرنده هستند.  قرائن و شواهد موجود نیز نشان می دهد که متاسفانه ادعای آنان درست بوده و بسیاری از مراحل کارهای قضایی در اختیار این گروه نظامی – اطلاعاتی است. قرائن و شواهد حاکی است که بسیاری از کیفرخواست ها، احکام دادگاه ها و حتی میزان و نوع مجازات ها بجای نهاد قضایی توسط این گروه تهیه می شده است.  سردار مشفق در این سخنرانی به صراحت اعتراف نموده است که کیفر خواست علیه متهمین توسط این گروه نظامی- اطلاعاتی تهیه می شده است. وی می گوید: "....... برای سران فتنه کیفر خواستی تهیه کردیم......".

متاسفانه  نتیجه این عملکرد تنها تحمیل هزینه های سنگین به کشور و انبوه خسارات دیدگان حوادث پس از انتخابات و خیل دستگیر شدگان پس از انتخابات نبود؛ بلکه این اقدامات لطمه سنگینی به چهره کشور بطور کلی و قوه قضائیه بطور خاص وارد نمود و این باور را ایجاد کرد که عملا برای اولین بار قوه قضائیه تحت کنترل و اختیار نیروهای نظامی - اطلاعاتی در آمده است.

دروغ پردازی و نشر اکاذیب علیه شخصیت ها، احزاب و فعالان سیاسی به منظور توجیه مداخلات غیر قانونی درانتخابات ریاست جمهوری:

    سخنرانی مملو از سخنان، ادعاها و اتهامات کذب علیه شخصیت ها، احزاب و فعالان سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری از جمله امضا کنندگان این نامه است که طبعا تک تک موارد می تواند به صورت شکایت مستقل ارائه شود. بررسی اجمالی ما حاکی از وجود بیش از 25 مورد تهمت صریح غیر مستند و بیش از 40 مورد کذب و دروغ  در این سخنرانی است که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد:

اهانت و بیان اکاذیب بسیار گسترده و متنوع و ایراد تهمت های فساد ، جاسوسی، بی دینی، توطئه گری و زانو زدن در برابر بیگانه به آقای خاتمی اهانت و بیان اکاذیب مختلف و ایراد تهمت های جاسوسی و توطئه گری به آقای هاشمی رفسنجانی اهانت و بیان اکاذیب گسترده و ایراد تهمت های جاسوسی، ارتباط با ضد انقلاب و توطئه گری به آقای موسوی خوئینی ها اهانت وبیان اکاذیب و ایراد تهمت های جاسوسی و بی دینی و تفکرات مارکسیستی و توطئه گری به آقای میرحسین موسوی اهانت و بیان اکاذیب و تهمت تشکیل مسجد ضرار به آیت الله صانعی اهانت نسبت به آقای کروبی و ارجاع توضیحات بیشتر در این مورد به آینده اهانت و بیان اکاذیب و ایراد تهمت تشکیل مسجد ضرار، دروغ گویی و توطئه گری در بحث تقلب در انتخابات و ایجاد اغتشاشات پس از انتخابات به آقای محتشمی پور اهانت و بیان اکاذیب و تهمت فرصت طلبی و مقاصد سوء به آقای سید حسن خمینی اهانت و بیان اکاذیب و تهمت نقش داشتن در قتل های خیابانی به آقای یونسی و مرتبطین با ایشان اهانت و بیان اکاذیب و تهمت توطئه گری و براندازی علیه احزاب اصلاح طلب بخصوص مجمع روحانیون مبارز، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نسبت دادن جنایات منحرفین نظامی و اطلاعاتی در قتل های زنجیره ای و بعد از آن به اصلاح طلبان نسبت دادن اعتراضات مسالمت آمیز و قانونمند معترضین به نتایج انتخابات به توطئه ضد انقلاب و "دشمن"

      در کنار این موارد، مکررا اهانت ها ، اکاذیب و تهمت های گوناگون از جمله توطئه و براندازی به امضا کنندگان این شکایت متوجه شده است که صراحتا اعلام می کنیم حتی یک مورد از اتهامات مشروح مطرح شده علیه امضا کنندگان این شکایت صحت ندارد و همه موارد مصداق اکاذیب و افترا است. در عین حال برای روشن شدن ابعاد بی پایه بودن مطالب این مقام اطلاعاتی درباره یکی از موارد که از نظر گوینده اهمیت زیادی در تحلیل ها و نتیجه گیری های وی دارد توضیح داده می شود:

بخش مفصلی  از سخنرانی سردارمشفق گزارش های  به ظاهر اطلاعاتی از جلساتی با حضور  فعالان سیاسی اصلاح طلب از جمله امضا کنندگان این نامه است . هرچند از افتخارات جناب آقای خاتمی مشورت دائمی با صاحب نظران، متخصصان و مشاوران است و این خصوصیت برجسته پس از دوره ریاست جمهوری نیز موجب تشکیل جلسات مشورتی مداوم درباره موضوعات مختلف در دفتر ایشان شده است و هرچند گفتگو و بحث و تبادل نظر مداوم درباره مسائل مختلف، دراحزاب و گروه های سیاسی، به منظور نیل به شناخت و درک و راه کارهای مشترک، در زمره مهمترین و بهترین کارکردهای احزاب و گروه های سیاسی در ایران و جهان تلقی می شود؛ آنچه سردار مشفق بیشتر از این بدیهیات درباره جلسات بیان کرده، عاری از حقیقت است. نه تنها محتوای ادعایی جلسات کذب است، بلکه ادعاها درباره زمان و مکان و اعضای جلسات نیز واقعیت ندارد. به عنوان مثال یکی از جلساتی که از نظر گوینده بسیار مهم است و او به تفصیل درباره محتوا، اهداف و تصمیمات آن جلسات سخنرانی می کند، جلساتی به تعبیر او معروف به "جلسات صبحانه" است. او مدعی می شود که هفت نفر معین (آقایان مهدی هاشمی، بهزاد نبوی، امین زاده، تاج زاده، موسوی لاری، عطریان فر و مرعشی ) به مدت دو سال هر پنج شنبه به صرف صبحانه به نوبت در منزل یکدیگر جمع شده و تا ظهر درباره مسائل مورد ادعای سخنران گفتگو و تصمیم گیری می کرده اند. وی درباره این جلسات می گوید که: ".... فقط این مقدار خدمت شما عرض بکنم که این جلسات آقای مهدی هاشمی ( جلسات صبحانه) در این فتنه از موثرترین جلساتی  بوده که در رابطه با جریان انتخابات برگزار می شد و آن چیزی که کف خیابان و کشور را دچار یک مشکلات امنیتی پیچیده و شدید کرد تحت هدایت این جلسات زیر نظر آقای مهدی هاشمی بود......" صرف نظر از طبیعی بودن تشکیل جلسات تبادل نظر و هماهنگی از جمله برسر مسائل مربوط به انتخابات، و پنهان نبودن چنین جلساتی، ادعاهای مطرح شده درباره این جلسه و محتوا و ماهیت و شکل آن بکلی بی اساس است. برای روشن تر شدن بی اساس بودن سخنان این مقام نظامی - اطلاعاتی تصریح می گردد که: افرادی که به عنوان اعضای این جلسه از آنها نام برده شده هرگز در طول عمرشان با هم صبحانه نخورده اند. هرگز در منزل یکی از اعضا یا در منزل شخص دیگری تشکیل جلسه نداده اند. به مدت دو سال هیچ جلسه مکرری درهیچ مکانی با یکدیگر نداشته اند. در ایام تبلیغات انتخاباتی غالبا یکدیگر و به خصوص آقای مهدی هاشمی را ندیده اند. 4 نفر از 7 نفر هم بلافاصله بعد از انتخابات دستگیر شده اند و طبعا نمی توانسته اند تاثیری در حوادث بعد از انتخابات داشته باشند.  متاسفانه سایر ادعاهای مطرح شده هم از این بی اساس تر است و فاجعه بار این است که این گروه نظامی- اطلاعاتی این مطالب بی اساس را به عنوان مطالب دقیق مستند به کار اطلاعاتی، به مسئولان نظام و مخاطبان خود ارائه کرده و با استفاده از آنها اعمال خطرناک و خلاف قانون خود را توجیه کرده است.

سردار مشفق به اقرار خود این اکاذیب را علاوه برجلسه مورد استناد، درجلسات متعدد دیگری از جمله به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مراجع و نمایندگان مجلس خبرگان ارائه کرده که این اقدام از مصادیق بارز نشر تخلف قانونی اکاذیب است.

مداخله غیر قانونی در انتخابات دور هشتم مجلس شورای اسلامی و محروم کردن اکثر حوزه های انتخابیه کشور از داشتن نامزدهای رقابتی:

هرچند زمان زیادی از این انتخابات سپری شده است اعترافات سردار مشفق رمزگشای بسیاری از پرسش های مربوط به عوامل شکل دهی عدم سلامت انتخابات دور هشتم مجلس شورای اسلامی نیزهست. با توجه به اینکه غالبا براین اعتقادند که اقدامات این گروه اقلیت انحصار طلب نظامی- اطلاعاتی در جهت دخالت در فرآیند انتخابات در کشور سابقه ای طولانی تر از دو یا سه سال داشته و در واقع اقدامات این جریان در انتخابات ریاست جمهوری ادامه دخالت های گذشته است، شکایت خود را در این مورد نیز تقدیم می داریم. آقای مشفق به نقش این نهاد نظامی-اطلاعاتی در مدیریت پشت صحنه انتخابات مجلس شورای اسلامی اشاره می کند و تصمیم اتخاذ شده برای تعیین محدوده رقابت نامزدهای اصلاح طلب در این انتخابات را تشریح می کند. این مداخله غیرقانونی در سخنرانی سردار مشفق به نظام نسبت داده شده است. سردار مشفق می گوید: .".....خوب نظام هم 180 فرصت برای اینها به وجود آورده بود. 180 نفر از اینها در سراسر کشور از فیلتر های نظارتی و سیستم های اجرایی عبور کرده بودند و اینها می توانستند دریک رقابت منطقی به 180 کرسی درمجلس دست پیدا کنند .....".  هرچند همانگونه که اشاره شد واقعیت بدتر از این است. هزاران نفر داوطلب، از جمله صدها  داوطلب اصلاح طلب و بسیاری با ظن داشتن گرایش منتقدانه نسبت به وضع موجود، در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت شدند و عملا تنها در محدوده ای کمتر از نصف حوزه های انتخاباتی برخی نامزدهای اصلاح طلب اجازه رقابت پیدا کردند؛ ولی دراین حوزه ها نیز غالبا افرادی تایید صلاحیت شدندکه از نظر گروه اطلاعاتی مزبور شانس رای آوری آنان زیاد نبود.

مسئله مهم  این است که حتی با فرض پذیرش تعداد ادعایی سخنران، او به روشنی اعتراف می کند که به همت این گروه و سایر جریان های دخیل در این اقدامات، عملا در حداقل110 حوزه انتخابیه، انتخابات کاملا فرمایشی برگزارشده و با رد صلاحیت نامزدهای جناح مخالف، اصولا رقیبی برای کاندیداهای جریان حاکم وجود نداشته است. آیا این دخالت مستقیم در تعیین سرنوشت رای مردم نیست؟ با چه توجیه و محملی این گروه نظامی - اطلاعاتی انتخابات در110 حوزه انتخابیه را تبدیل به انتخاباتی کاملا تشریفاتی و فرمایشی کرده است؟ اگر این اقدامات دخالت در تغییر نتیجه انتخابات نیست پس چه نامی می توان روی آن گذاشت؟

      درپایان تاکید می کنیم که هزینه های تحمیل شده به ما امضاء کنندگان این شکایت کمترین خسارات فعالیت این جریان مداخله گر در انتخابات و نفوذ آنان در نهادهای رسانه ای ، قضایی و انتخاباتی کشور است لذا ما قبل از هرچیز نسبت به استقلال ملی، تمامیت ارضی کشور، آزادی ها و حقوق شهروندی، بنیان های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران احساس نگرانی می کنیم و در مورد خطرات فعالیت و نفوذ چنین جریان خطرناکی در نهادی های مختلف به ویژه نهادهای نظامی و اطلاعاتی کشور هشدار می دهیم . با توجه به مراتب فوق و اعتراف سخنران به جرایم و مداخلات غیر قانونی این گروه نظامی- اطلاعاتی و آمران و مباشران آنها، ما امضاء کنندگان زیر به شرح پیش گفته، شکایت خود را از سردار مشفق، این گروه نظامی – اطلاعاتی و آمران و مباشران آنها به آن مقام محترم تسلیم می کنیم.

این شکایت  با توجه به اظهارات مکرر مقامات عالی نظام مبنی برضرورت پیگیری شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی از طریق مراجع قانونی ذیربط، تقدیم شده است. امیدواریم این اعلام جرم به سرنوشت شکایت جناب آقای خاتمی رئیس جمهور وقت در سال 1384 در مورد تخلفات برخی فرماندهان نظامی در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری دچار نشود؛ شکایتی که اگر مورد رسیدگی قرار می گرفت دیگر شاهد دخالت های مکرر غیر قانونی این گروه از مسئولان نظامی و اطلاعاتی در انتخابات، بویژه انتخابات ریاست جمهوری دهم، حوادث خیابانی ناشی از آن و هزینه های گزاف و غیرقابل جبران آن برای کشور و ملت ایران نبودیم. به باور ما امروز نیز در صورت عدم توجه به این جرایم و عدم رسیدگی به مداخلات غیرقانونی این گروه و آمرین و مباشران آنها درانتخابات ریاست جمهوری دهم، علاوه بر اینکه ابعاد عدم سلامت این انتخابات و علل و عوامل واقعی آن و همچنین علل و عوامل واقعی ایجاد کننده بحران پس از انتخابات روشن نمی شود، درآینده نیز انتخابات قانونی، سالم، آزاد و رقابتی در کشور ما بطور کلی بلاموضوع خواهد شد .و ما ارید الّا الاصلاح ما استطعت             
 

محسن  امین زاده

مصطفی تاج زاده

عبداله  رمضان زاده

فیض الله عرب سرخی

محسن  صفایی فراهانی

محسن  میردامادی

بهـزاد نبـوی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 مرداد ماه سال 1389 توسط علیرضا حق شناس | 0 نظر

نابغه تحصیلکرده پس از بازگشت به کشور، برای اثبات نبوغش دست به اقدامات عجیب زد.

روزنامه ایران در این باره نوشت:

چندی قبل نماینده حقوقی یک بانک خصوصی با مراجعه به سرپرست دادسرای جرایم رایانه‌ای ضمن شکایت از پسر جوانی اظهار داشت: این فرد از طریق اینترنت به سیستم امنیتی بانک راه یافته و چند میلیون تومان از یک حساب به حساب خود واریز کرده است.

نماینده حقوقی بانک در تشریح ماجرا به قاضی جعفری گفت: البته چند روز قبل پسر جوانی با مسئولان بانک تماس گرفت و گفت که سیستم امنیتی بانک اشکال دارد و به راحتی قابل نفوذ است اما متأسفانه مسئولان مربوطه به حرف‌هایش توجه نکرده و آن را شوخی تلقی کردند. تا این که چند روز بعد مردناشناس دوباره تماس گرفت و ضمن تکرار حرف‌های قبلی، وقتی همچنان با بی‌توجهی مسئولان روبه‌رو شد از آنها خواست نگاهی به سیستم امنیتی بانک بیندازند. بعد هم کمتر از چند دقیقه در حالی که مدعی بود در خانه نشسته حدود چهل میلیون ریال از حساب یکی از مشتریان به حساب شخصی‌اش واریز کرد و در ادامه گفت: حالا به حرفم اعتماد کردید؟البته او بلافاصله پول را برگرداند اما از آنجا که احتمال تکرار وقوع چنین ماجرایی وجود دارد خواستار پیگیری فوری موضوع هستیم.

بدین ترتیب پرونده برای رسیدگی در اختیار دادیار شعبه سوم دادسرا قرار گرفت و دستور دستگیری کیوان - 28 ساله - صادر شد.

پسر جوان پس از انتقال به دادسرا تحت بازجویی قرار گرفت و گفت: «به هیچ عنوان قصد سرقت نداشته و فقط می‌خواستم به مسئولان بانک هشدار دهم که سیستم‌های امنیتی‌شان اشکال دارد و قابل نفوذ و دسترسی است. به همین خاطر هم دقایقی پس از «هک» سیستم و برداشت پول دوباره آن را به حساب برگرداندم.

از سوی دیگر مادر پسر جوان که در دادسرا حضور داشت به قاضی گفت: «پسرم نابغه رایانه است. او از هفت سالگی کار با رایانه را شروع کرده و چنان علاقه‌ای از خود نشان داده که همه را حیرت‌زده کرده است. به همین خاطر تحصیلاتش را هم در همین زمینه ادامه داد و مدرک مهندسی خود را نیز از خارج کشور دریافت کرده است. البته پس از بازگشت به ایران در چند شرکت مشغول کار شد ولی پس از مدتی کار را رها می‌کرد. چرا که می‌گفت فضا و شرایط مطابق میل و استعدادهایش نیست. الان هم چند ماهی است که بیکار شده و از صبح تا شب در اتاقش پای رایانه نشسته و کارهای حیرت‌آور انجام می‌دهد.

پسر جوان نیز در ادامه گفت: یک بار هم سایت یک نیروگاه بزرگ کشور را مورد بررسی قرار داده و دریافتم سیستم امنیتی‌شان بسیار ضعیف و قابل نفوذ است. بنابراین به آنها نیز هشدار دادم البته بسیار استقبال کردند و حتی چند ماهی نیز در آنجا فعالیت کردم اما وقتی کارشان تمام شد همکاری را قطع کردند! من تاکنون به سیستم امنیتی دهها سایت مهم کشور، بانک‌ها و مراکز مختلف نفوذ کرده‌ام و هشدار داده‌ام. انگیزه‌ام نیز اخلال در سایت‌ها یا هک‌کردنشان نیست بلکه فقط می‌خواهم استعداد و نبوغم را نشان دهم و انتظار دارم با شناخت من شغل مناسبی در اختیارم قرار دهند.

در حال حاضر تحقیقات در این باره ادامه دارد.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 مرداد ماه سال 1389 توسط علیرضا حق شناس | 0 نظر

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه « استقلال، وحدت و تمامیِّت ارضی از مظاهر مهم عدالت اجتماعی است»، تصریح کرد:« هیچکس به بهانه استقلال و تمامیت ارضی حق ندارد آزادی‌های مشروع را حتی با وضع قوانین از بین ببرد ؛چه رسد به اینکه با بی قانونی و تجاوز از حدود قانونی آزادی را سرکوب کنند.»
سیدمحمد خاتمی در دیدار با دانشجویان عضو انجمن فرهنگ و سیاست شیراز گفت:« امیدوارم باز شاهد فضاهای بازو با نشاط به خصوص در دانشگاهها باشیم تا دانشجویان با آزادی کامل بتوانند بحث و صحبت کنند و ادامه فضای کنونی رابه زیان همه می‌دانیم.»
وی افزود:« بر این باوریم که مسیر درستی انتخاب نشده است که بعد ازیک سال که مردم و به خصوص اصلاح‌طلبان و نخبگان جامعه هزینه‌های فراوانی پرداخته‌اند و با مشکلات فراوانی روبرو بوده‌اند، باید همه دریافته باشند که تمام جامعه و نظام و حاکمیت زیان کرده‌اند و مردم از حکومت دورتر شده‌اند.»
رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«اگر حکومتی پایگاه مردمی اش را از دست بدهد ولو اینکه ابزار و امکانات قدرتمندی هم در اختیار داشته باشد اینده خوبی ندارد.»
به گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی؛وی با اشاره به مباحث مطرح شده از سوی حاضران در این جلسه اظهار داشت:« مطالبی که گفتید خوب بود و سئوال های مهمی مطرح کردید و فکر می کنم اینها دغدغه های بسیاری از جوانان ما است که نگران وضع کشور و آینده خود هستند.»
رئیس‌ دولت اصلاحات افزود:« در مورد اصلاحات این نظر درست است که به لحاظ نظری کار سنجیده و جامع کم شده است در نتیجه هر کس از ظن خود مواضع و مطالبی داشته که احیانا سوء استفاده هم از هر طرف شده و لااقل سوءتفاهماتی را به وجود آورده است.»
وی یادآور شد:«گرچه بعد از دوران ریاست جمهوری در این مورد تلاش خوبی صورت گرفت و حاصل کار هم تبیین مطالب اصلاحات در چند جلسه بود که اگر به آن مراجعه کنید موضوع قابل توجه و در خور بحثی را خواهید یافت.»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«شما می توانید بینید که ما چگونه به اصلاحات و کشور و جامعه نگاه می کنیم ؛البته به دنبال آن هم اصولی را تحت عنوان "دیروز؛امروز و فردای ایران در آیینه اصلاحات" تدوین کردیم که در اختیار همه است واصول موضوعه ای را که برای اصلاحات تعریف کردیم در آنجا هست.»
رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «اگر امروز در جامعه فضای باز و آزاد وجود داشت می توانستیم بهتر وگسترده‌تر به این بحث‌ها بپردازیم ولی الان هم درها برای بحث کردن بسته نیست»، گفت:« آنچه درباره اصلاحات و آینده آن گفتید؛ اگر کمی آن را توسعه و تعمیم دهیم و به آینده ایران و جمهوری اسلامی و کشور بپردازیم جالب تر است . باید ببینیم وضعیت کنونی ما در جامعه چگونه است؟»
وی افزود:« ملت و مردم ایران در ظرف یک قرن دو انقلاب کرده اند، یکی انقلاب مشروطیّت ودیگری انقلاب اسلامی که خود نشانه ظرفیت و عظمت این ملت است؛ در هر دو جریان عنایت به دین و در عین حال گرایش به آزادی و مردم سالاری و ضدیِّت با استعمار و استبداد در آن وجود داشته است.»
خاتمی تاکید کرد:« اینک پرسش این است آیا وضعیت کنونی مسیر را منحرف کرده است؟و آنچه ایجاد شده و می شود می‌تواند جلوی مسیری که بیش از صد سال سابقه دارد و راهی را که ملت انتخاب کرده است بگیرد؟ یا اینکه با وجود هزینه‌هائی که برای مردم وکشور ایجاد شده و می‌شود مسیرهمانست که بود و جامعه در آن رو به جلو می‌رود؟ونیز باید این امر مورد بحث و بررسی قرار گیرد که نسبت نظام و آینده ملت با دین ، آزادی و مردم سالاری چه می شود؟»
رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها ادامه داد:« به نظر من اصلاحات امر تازه‌ای نیست، پیش‌تر بوده است و امروز آشکارتر و نیرومندتر و به اقتضاء شرایط زمان و مکان صورت خاصی یافته است.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:« معتقدم اصلاحات از دو سوو توسط دو قطب کاملا متضاد؛ مورد تهاجم و فشاراست.یکی از سوی کسانی که می گویند اصلاحات توهمی بیش نیست و چنین القاء می‌کنند که اگر مراد این باشد که در جامعه مردم‌سالاری حاکم شود، نظام و جریانی که در پرتو انقلاب به وجود آمده است با مردم سالاری سازگار نیست!این جریان با نفی انقلاب اسلامی و قانون اساسی اصولا اصلاحات را امری ناممکن و واهی می‌داند و می‌گویند مردم باید دست از اسلام و جمهوری اسلامی بردارند و راه خودرا خارج از آن جستجوکنند.»
وی افزود:« در این دیدگاه یا دین به کلی رد می‌شود یا دست بالا آن را امری فردی می‌دانند که نباید درعرصه اجتماعی و سیاسی دخالتی داشته باشند و طبعا اصلاحاتی را که پای‌بند دین و وفادار به اصل نظام باشد از اساس امر غلطی می‌دانند و آن را مورد حمله و فشار قرار می‌دهند.»
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«آنچه خصوصا در این مرحله اخیر پدید آمده و رفتارها و سیاست های نادرست موجود این تفکر را تقویت می کند که نظام جمهوری اسلامی نظامی است که با حقوق مردم و معیارهای یک جامعه آزاد و آباد پیشرفته نا سازگار است و اصلاحاتی که میگوید این نظام و انقلاب را قبول داریم ولو اینکه خواستار اصلاح انحرافات باشد معنی ندارد.»
وی با بیان اینکه «اصلاحات به این معنی، مثل خود جمهوری اسلامی مطرود و مردود به حساب آورده می‌شود»، اظهار داشت:« به نظر من سلطه گران جهانی هم با اصلاحات دشمنی دارند؛ می‌دانیم که انقلاب اسلامی لطمه‌های بزرگی به موقعیت و منافع نامشروع قدرت‌های توسعه طلب زده است.»
رئیس بنیاد باران یادآور شد:« بعد از کودتای 28 مرداد برنامه ریزی وسرمایه گذاری سنگینی شد تا ایران را به پایگاه محکم این قدرت ها به خصوص آمریکا در منطقه تبدیل کند و در واقع آنان منافع حیاتی خود را در حمایت ار رژیم کودتا تعریف کردند. انقلاب آمد واین توطئه و نقشه را به هم زد نه تنها ایران را از چنگ آنها خارج کرد بلکه سبب شد معادلات در کل منطقه به زیان آنها و به نفع مردم ایران و منطقه به هم بخورد.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:« اینکه می گوییم دشمنی این قدرت‌ها با اصلاحات اصیل جدی است برای این است که اگر نتیجه انقلاب همان باشد که اصلاحات می‌خواهد یعنی استقرار نظم و نظامی که در عین پای‌بندی به دین و وفادار به هویت فرهنگی - دینی جامعه در آن حقوق مردم و آزادی‌های اساسی و پیشرفت و ترقی کشور تامین می‌شود و شاهد حکومتی باشیم که بر آمده از اراده و رای مردم و مسئول در برابر آنان است این خودش الگو می شود و برای آنان که می‌خواهند بر آدم و عالم مسلط باشند و حکومت های منطقه وابسته به آنان باشد بسیار خطرناک است و اصلاحات برای آنان قابل تحمل نیست.»
وی در مورد گروه دوم نیز گفت:« فشار دیگر از سوی جریان هائی است که گرچه ظاهر دینی و انقلابی به خود می‌گیرند ولی راه و کارشان با روح انقلاب و آرمان های ملت سازگار نیست.»
خاتمی توضیح داد:« جریانی تمامیِّت خواه که میانه‌ای با مردم و حقوق آنها ندارد و از اسلام و انقلاب چهره‌ای خشن و زشت ارایه می‌دهد و خواستار حذف همه کس و همه چیز است که با توهمات و تنگ نظری آنان سازگار نیستند، این جریان هم با اصلاحات دشمن است.»
وی همچنین اظهار داشت:« البته منظور این نیست که هر کس اصلاحات را نپذیرد بد است، کم نیستند جریانها و کسانی که اختلاف سلیقه با اصلاح‌طلبان دارند ولی محترمند و واقعا می‌خواهند در درون نظام و با معیارهای اصلی آن به سر ببرند و آن جریان فوق الذکر با این جریان‌های اصیل و منطقی غیر اصلاح‌طلب هم مخالفند.»
رئیس‌جمهور سابق کشورمان افزود:« امروز شاهد هستیم چه بی‌پروا همه کسانی که خواست های قانونی دارند و به آرمان‌های انقلاب و حقوق مردم احترام می گذارند و پای بند موازین انقلاب و امام هستند ؛ فتنه‌گر می‌خوانند و هرگونه فکر و روشی را که از سوی یک جریان پسندیده نشود براندازی معرفی می‌کنند.»
وی تصریح کرد:« امروز بسیار از کسانی که تحت فشارند و یا در زندان به سر می‌برند آیا دین را منکر شده اند؟آیا نظام را قبول ندارند؟خیر اصل نظام را قبول دارند وبر آن پافشاری می‌کنند و پایبند هستند منتهی خواست‌هائی دارند و بر آزادی‌های قانونی و حقوق مردم تکیه می کنند و از مسئولان مسئولیت می‌طلبند ولی چه آسان مورد اتهام و فشار قرار می‌گیرند.»
خاتمی با بیان اینکه «مردم ما آزادی استقلال و پیشرفت را بیش از صد سال است که طلب کرده و می‌کنند»، اظهار داشت:« امام از موضع دین خواستار رفع عقب ماندگی و دفع استبداد و استعمار شد و رمز پیروزی انقلاب هم همین بود؛ما هم همین را می گوئیم.»
رئیس‌جمهور سابق کشورمان افزود:«ما در دوره اصلاحات چشم انداز بیست ساله را تدوین کردیم و اینک می پرسیم چرا رشد 8% جای خود را به رشدی بسیار کمتر بلکه رشد منفی داد؟و این در حالیست که در این چند سال بیش از 400 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته‌ایم.»
وی ادامه داد:« در برنامه پنجساله چهارم (که متاسفانه اجراء نشد) برای تامین رشد 8 درصدی آن طور که به خاطرم هست نیاز به 200 میلیارد دلار درآمد ارزی داشتیم که قرار بود حدود نصف آن از درآمدهای نفتی و غیر نفتی و بقیه با جذب سرمایه و امکانات خارجی تامین شود.حال در کمتر از 5 سال 400 میلیارد دلار حاصل شده است با آن چه کردند؟»
رئیس بنیاد باران همچنین اظهار داشت:« من نمی‌گویم خدای ناکرده حیف و میل یا سوء استفاده شده است ولی می‌گویم سوءتدبیر بوده است که اگر نبود می‌شد فاصله 20 ساله را خیلی کمتر طی کرد در حالیکه خیلی از آن نقطه هدف دورتر شده‌ایم.»
وی تاکید کرد:« اگر کسی گفت آن یک میلیارد دلاری که دیوان محاسبات گفت گم شده کجا است او مجرم است؟ و من می‌گویم بررسی شود که همه در آمدهای سرشار در مسیر پیشرفت، عدالت و تقویت کشور و اعتلاء انقلاب مصرف شده است یا خیر؟»
سید محمد خاتمی با بیان اینکه «می‌بینیم که در مقابل برای توجیه سیاست‌ها و رفتارهای غلط و حتی سرکوب به دروغ و تهمت و ناسزا گوئی متوسل می‌شوند»، گفت:« به جای رسیدگی به واقعیت‌ها و جلوگیری از سقوط کشور و لطمه دیدن انقلاب ادعا می‌کنند که میلیاردها دلار از خارج در اختیار کسانی قرار گرفته است برای ضربه زدن به انقلاب.»
وی تصریح کرد:«چرا همین امر پیگیری نمی شود تا اگر واقعیت دارد (که از همین گفته معلوم است که دروغ پردازی ناشایسته است) تکلیف روشن شود و اگر دروغ است با دروغ‌پردازی‌هایی که مصداق بارز تشویش اذهان عمومی است برخورد شود.»
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:« این تهمت‌ها وقتی از سوی کسانی مطرح می شود که موقعیت حساس را در نظام و جامعه اشغال کرده‌اند و ایجاب می‌کند که عادل باشند و دقیق حرف بزنند و مدافع حق و حقیقت باشند؛ تاسف بارتر است.»
وی یادآور شد:« گرچه وقتی از تریبون مقدس نماز جمعه با کمال بی پروائی مرجع جلیل القدر و بزرگواری که افتخار عالم تشیع است دست نشانده و دست پروره انگلیس معرفی می‌شود و کسی با آنها برخورد نمی‌کند چه توقعی داریم که به دیگران اهانت نکنند و بهتان نزنند؟»
خاتمی با بیان اینکه «آیا در بررسی لوایح و مصوبات و بودجه و بررسی صلاحیت‌ها هم همین معیارهای باطل را به کار نمی‌گیرند و سبب بدبینی به نظام و لطمه خوردن به انقلاب نمی‌شوند؟»، گفت:« اگر قوه قضائیه با این موارد برخورد کند ما شاهد بد اخلاقی‌ها و بدرفتاری‌هائی نبودیم که متاسفانه به نام نظام و انقلاب صورت می‌گیرد و برای توجیه جفاهائی که به ملت می‌شود و برای موجه جلوه دادن فضای ناامن امنیتی و ناسالم بر جامعه است.»
وی ادامه داد:« پیشرفت کشور و تامین حق و حرمت و آزادی مردم به جای خود، چرا به نام اسلام و انقلاب بدترین بد اخلاقی ها را مرتکب می‌شوند و رواج می دهند؟»
رئیس‌جمهورسابق کشورمان با تاکید بر اینکه «به هر حال آنچه مورد نظر است رعایت همین قانون اساسی است»، گفت:« نمی‌گوئیم قانون اساسی وحی منزل است ولی مبنای محکم نظم اجتماعی است که باید از سوی همگان به خصوص حکومت مراعات شود.»
وی یادآور شد:« از جمله اصول مهم قانون اساسی اصل نهم است در این اصل، آزادی، استقلال، وحدت و تمامیّت ارضی تفکیک ناپذیر و هم طراز آمده‌اند.»
رئیس بنیاد باران افزود:« در طول تاریخ ،جباران با القاء تقابل میان حق و حرمت و آزادی مردم با امنیت رفتارهای غیر مسئولانه و ظالمانه خود را توجیه کرده‌اند و در دوران اخیر تاریخ با تقابل میان آزادی و عدالت نفس‌گیرترین خودکامگی‌ها را (دیکتاتوری پرولتاریا) برقرار کردند.»
به گفته خاتمی؛ اگر ما جامعه را دارای وجود مستقل بدانیم باید بپذیریم که استقلال، وحدت و تمامیِّت ارضی از جمله مظاهر مهم عدالت اجتماعی است.
وی توضیح داد:« در اینجا نه تنها آزادی در برابر اینها نیست بلکه همطراز و همراه اینهاست، بطوریکه نه کسی می‌تواند به بهانه آزادی، استقلال و تمامیت ارضی و وحدت جامعه را خدشه‌دار کند و مثلا بگوید آزادی است که جاسوسی کند یا آزادی است که جامعه را دچار تفرقه کند و...از طرف دیگر هیچکس به بهانه استقلال و تمامیت ارضی حق ندارد آزادی‌های مشروع را حتی با وضع قوانین (توجه فرمائید حتی با وضع قوانین) از بین ببرد چه رسد به اینکه با بی قانونی و تجاوز از حدود قانونی آزادی را سرکوب کنند.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:« همچنین در قانون اساسی ما امنیت جامعه و افراد بسیار مهم تلقی شده است، این همه تاکید بر عدم تفتیش عقاید، عدم دخالت در امور شخصی مردم، پاسداشت آزادی ها، هزینه نداشتن نقد قدرت و...در قانون اساسی جهت جامعه مورد نظر و حکومت را نشان می دهد.»
وی با بیان اینکه «ما می‌گوئیم همین‌ها عمل شود در این صورت است که نظام تقویت می شود»، اظهار داشت:« به نظر ما آزادی خود از بارزترین مصداق‌های عدالت و در عین حال شرط مهم تامین عدالت در جامعه است.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:« در مورد اصلاحات آن چه را بارها گفته‌ام باز هم تکرار می‌کنم که چون ریشه در خواست تاریخی مردم دارد از بین رفتنی نیست، منتهی راه‌های کم هزینه‌تر و پرفایده‌تر برای تامین صلاح و فلاح جامعه وجود دارد.در این مدت مردم و جامعه و کشور و نظام هزینه‌های سنگینی پرداخته اند و وضعیتی پیش آمده که هم کشور زیان دیده و هم دشمنان از وضعیت سوء استفاده کرده‌اند.»
وی تاکید کرد:« باید به قانون بازگشت و همگان به خصوص حاکمان باید قانون اساسی را مبنای عمل و وجهه همت خود قرار دهند و توهم‌هایی که با روح انقلاب و با وجدان جامعه ناسازگار است و به زور دورغ و تهمت باید جا بیافتد و مبنای عمل قرار گیرد، کنار گذاشته شود.»
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:« باید به وضعی برگردیم که نقد و انتقاد هزینه نداشته باشد، مشارکت در عرصه سرنوشت براندازی و فتنه به حساب نیاید و آزادی‌های اساسی تضمین شود، فضای امنیتی به فضای سالم و آزاد و قانونی مبدل گردد و با حرکت به سوی انتخابات آزاد و سالم ؛طمانینه و امید به جامعه بازگردانده شود و چنین باد!»

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مرداد ماه سال 1389 توسط علیرضا حق شناس | 1 نظر

بسمه تعالی

مقام محترم ریاست جمهوری

برای آنکه دشمنان اسلام و کشور نتوانند سوء استفاده نمایند، اینجانب در استعفانامه خود که برای رسانه ها نیز ارسال گردیده است، دلایل را ذکر نکردم. با این نیت که ذکر آنها انشالله در آینده برای کشورمان و دولتهای بعدی مفید باشد، بصورت خیلی خلاصه به بیان آنها می پردازم:

۱ ـ مسلوب الاختیار شدن دولت در سیاست خارجی. امروز امور افغانستان و عراق و لبنان در دست جنابعالی است. نامه هائی به عنوان کشورهای مختلف نوشته می شود بی آنکه دولت از آنها خبری داشته باشد. (اینجانب به عنوان نخست وزیر از این نامه ها جز در موارد استثنائی و آنهم بطور اتفاقی بیخبرم).

نخست وزیر ژاپن برای ریاست محترم مجلس و ریاست محترم مجلس برای نخست وزیر ژاپن نامه می نویسد و اینجانب در یک مراسم عمومی و مردمی از این ماجرا و متن نامه با خبر می شود.

آقای لاریجانی در جایی می گوید از پنج کانال با آمریکا تماس گرفته می شود و بنده بعنوان رئیس هیئت وزیران از این کانالها اطلاعی ندارم.

همه جا صحبت از سیاستهای خارجی دولت جمهوری اسلامی است. بدون آنکه دولت از این سیاستها که در همه جای کشور و جهان بیان می شود، خبر داشته باشد.

۲ ـ عملیات برون مرزی که بدون اطلاع و دستور دولت صورت می گیرد. شما بهتر می دانید که تاکنون فاجعه آفرینی و اثر نامطلوب آنها برای کشور چقدر بوده است. بعد از آنکه هواپیمایی ربوده می شود، از آن باخبر می شویم. وقتی مسلسلی در یکی از خیابانهای لبنان گشوده می شود و صدای آن در همه جا می پیچد، متوجه قضیه می شویم. پس از کشف مواد منفجره از حجاج ما در جده، اینجانب از این امر آگاه می شوم. متاسفانه و علیرغم همه ضرر و زیانی که این حرکت متوجه کشور کرده است، هنوز نظیر این عملیات می تواند هر لحظه و هر ساعت بنام دولت صورت گیرد.

۳ ـ تجزیه سازمان برنامه و بودجه از نخست وزیری که به دلایل سیاسی صورت گرفت، از همان اول ضایعه آفرین بوده و ادامه آن در شرایط نوسازی کشور فاجعه بار خواهد بود. متاسفانه این مشکل و مشکل وزرای مشاور، علیرغم طرح در شورای تشخیص مصلحت، به تاخیر افکنده شده و حل نگردیده است هر چند که بهرحال حق شورای تشخیص مصلحت است و اینجانب انتظاری در این خصوص ندارم.

۴ ـ تجزیه اقتدار مشروع و قانونی دولت و مسئولیت دولت و وزرا توسط شوراهای گوناگون.

۵ ـ عدم قدرت اینجانب به پاسخگویی در مقابل اعضا هیات دولت و نمایندگان محترم مجلس در مورد کارهائی که بدون اطلاع دولت، ولی بنام دولت، صورت می گیرد.

۶ ـ در خاتمه لازم می دانم بار دیگر یادآور شوم که این استعفا، العیاذ بالله، بمعنای قهر اینجانب از نظام و دولت جمهوری اسلامی و مسئولین انقلابی آن نیست که اگر هم بود، با توجه به عظمت انقلاب و ناچیزی اینجانب، یقینا نمی توانست هیچ تاثیری در روند رشد و توسعه انقلاب اسلامی داشته باشد. این استعفا دلیل ناتوانی اینجانب برای کار بدلیل همین ناتوانی است و درست بدلیل همین ناتوانی است که اینجانب مسئولیت را از خود ساقط می بینم.

میرحسین موسوی

۱۴ شهریور ۱۳۶۷

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مرداد ماه سال 1389 توسط علیرضا حق شناس | 0 نظر

مهدی کروبی با انتشار نامه ای خطاب به احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان به تهمت ها و اظهارات وی در سخنرانی چند روز گذشته اش، اعتراض کرد.

به گزارش سحام نیوز، در بخشی از این نامه آمده است: عده ای به ریاکاری، دغل بازی، عوام فریبی، آدم کشی، دین فروشی و زاهد نمایی شهره آفاق گشته اند که بدون شک جنابعالی اگر از مصادیق بارز آنها نباشید جاده صاف کن آنان برای دستیابی به اهدافشان بوده اید.


کروبی در بخشی دیگر از این نامه افزوده است: اگر من فتنه گرم چون معترضم؛ شما نیز شریک دزدان رأی مردم و نارفیق این قافله اید. چون ردپای اعمال نابخردانه شما در پس همه حوادث قبل و بعد از انتخابات مشهود است و متأسفانه همه جا علیه مردم و به نفع جریان خشونت گرای سرکوب گر.


گفتنی است جنتی در سخنرانی خود در روز پنجم مرداد ماه گفته بود: آمریکایی‌ها یک میلیارد دلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشور‌های منطقه هستند، به سران فتنه دادند و همین سعودی‌ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می‌کردند، گفتند، اگر توانستید نظام را منقرض کنید، تا 50 میلیارد دلار دیگر را هم می‌دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد.


مشروح کامل این نامه بدین شرح است:

 

متن کامل در ادامه مطالب...



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 مرداد ماه سال 1389 توسط علیرضا حق شناس | 0 نظر

جهاد دانشگاهی کشور به سفارش مراجع امنیتی، نظر سنجی‌های متعددی را پیرامون مسائل و مشکلات مختلف کشور انجام داده است. در آخرین نظر سنجی این نهاد که در خرداد ماه سال جاری در تهران به انجام رسیده، دیدگاهای شهروندان تهرانی درباره وقایع پس از انتخابات۸۸ مورد سنجش قرار گرفته است. این نظر سنجی نشان می‌دهد که در مقابل کاهش ۵۶ درصدی محبوبیت احمدی‌نژاد، محبوبیت میرحسین موسوی ۲۲ درصد افزایش یافته است.

   1      2    >>
درباره وبلاگ
۲۴ ساله  زیر حکومت دیکتاتوری
سخنان همه را می شنوم و سعی میکنم منطق را بر افکار خویش ترجیح دهم و این نکته را خیلی دوست دارم:<<هرفکری برای خودش محترم می باشد به شرط انسانی بودنش!>>
لوگوی سبزپوشان

موضوعات
آخرین مطالب
لوگوی وبلاگ
آرشیو مطالب
پیوند ها
امکانات جانبی
تعداد بازدیدکنندگان :

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.